موضوع تحریم و اثرپذیری یک کسب و کار از نوسانات سیاسی، موضوعی که تنها منحصر به ایران باشد. بلکه برخی از بزرگترین برندهای دنیا نیز با آن روبرو شده‌اند.

اما این برندها چگونه با تبعات این اتفاق مواجه می‌شوند که می‌توانند همچنان در عرصه جهانی تاب‌آور بمانند؟ مثال شرکت تکنولوژی Huawei هوآوی یکی از مواردی است که نکاتی مفید برای ما دارد:

چه اتفاقی برای هوآوی رخ داد؟

ماجرای Huawei از دل تنش‌های عمیق سیاسی و اقتصادی میان ایالات متحده آمریکا و چین شکل گرفت؛ تنشی که صرفاً یک رقابت تجاری ساده نبود، بلکه به سرعت به حوزه‌های حساس‌تری مانند فناوری‌های پیشرفته، زیرساخت‌های ارتباطی و حتی امنیت ملی کشیده شد. در سال‌های اخیر، فناوری به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل شده و شرکت‌های بزرگ فناوری عملاً در خط مقدم این رقابت قرار گرفته‌اند. Huawei نیز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مخابراتی جهان، ناگهان در مرکز این تنش ژئوپولیتیکی قرار گرفت.

دولت آمریکا اعلام کرد که تجهیزات مخابراتی Huawei می‌تواند ریسک‌های امنیتی برای زیرساخت‌های ارتباطی ایجاد کند. بر همین اساس، این شرکت در فهرست تحریم‌های تجاری آمریکا قرار گرفت. قرار گرفتن در این فهرست به این معنا بود که شرکت‌های آمریکایی برای همکاری با Huawei نیاز به مجوزهای ویژه دارند؛ مجوزهایی که در عمل به‌ندرت صادر می‌شد. پیامد این تصمیم، قطع یا محدود شدن همکاری بسیاری از شرکت‌های فناوری با Huawei بود. از تأمین‌کنندگان تراشه و نیمه‌رسانا گرفته تا ارائه‌دهندگان نرم‌افزار و خدمات دیجیتال، بسیاری از شرکای فناوری این شرکت مجبور شدند روابط تجاری خود را متوقف کنند یا به شدت کاهش دهند.

دامنه این محدودیت‌ها تنها به شرکت‌های آمریکایی محدود نماند. حتی شرکت‌های غیرآمریکایی که در محصولات خود از فناوری یا تجهیزات آمریکایی استفاده می‌کردند نیز برای ادامه همکاری با Huawei با محدودیت‌های جدی مواجه شدند. به همین دلیل، فشار واردشده به این شرکت یک فشار چندلایه و هم‌زمان بود: زنجیره تأمین به‌شدت مختل شد، دسترسی به برخی فناوری‌های حیاتی محدود گردید و بخشی از بازارهای بین‌المللی از دست رفت. در عمل، Huawei نه‌تنها با کاهش فروش روبه‌رو شد، بلکه با تهدیدی جدی برای ادامه تولید برخی محصولات و حتی آینده برخی خطوط کسب‌وکار خود مواجه شد. چنین شرایطی برای بسیاری از شرکت‌ها می‌تواند به معنای آغاز یک سقوط تدریجی باشد.

رویکرد رایج بازار در چنین بحران‌هایی چیست؟

در مواجهه با بحران‌های بزرگ، به‌ویژه بحران‌هایی که ریشه در سیاست و اقتصاد جهانی دارند، بسیاری از شرکت‌ها واکنشی محافظه‌کارانه از خود نشان می‌دهند. طبیعی است که مدیران در چنین شرایطی تلاش کنند ریسک را کاهش دهند و از منابع محدود خود محافظت کنند. به همین دلیل، رویکرد رایج در بازار معمولاً شامل کوچک‌سازی فعالیت‌ها و تمرکز بر بقا در کوتاه‌مدت است.

اغلب شرکت‌ها در چنین شرایطی:

➖ فعالیت‌های خود را کوچک می‌کنند و پروژه‌های توسعه‌ای را متوقف می‌سازند.

➖ هزینه‌های نوآوری و تحقیق و توسعه را کاهش می‌دهند تا فشار مالی کمتری تحمل کنند.

➖ به بازارهای محدودتر و کم‌ریسک‌تر پناه می‌برند و از ورود به حوزه‌های جدید اجتناب می‌کنند.

این رویکرد در کوتاه‌مدت ممکن است به حفظ نقدینگی کمک کند، اما در بسیاری از موارد باعث می‌شود شرکت‌ها به‌تدریج مزیت رقابتی خود را از دست بدهند. کاهش سرمایه‌گذاری در نوآوری، محدود کردن چشم‌انداز بازار و عقب‌نشینی از رقابت جهانی می‌تواند در بلندمدت مسیر رشد سازمان را مسدود کند.

اما Huawei چه کار متفاوتی انجام داد؟

در حالی که بسیاری انتظار داشتند Huawei نیز همان مسیر محافظه‌کارانه را در پیش بگیرد، این شرکت رویکردی متفاوت انتخاب کرد. به‌جای تمرکز صرف بر کاهش فعالیت‌ها، تلاش کرد ساختار کسب‌وکار خود را بازآفرینی کند و وابستگی‌های استراتژیک را کاهش دهد. این رویکرد بر چند محور کلیدی استوار بود:

🔹 حرکت به سمت خودکفایی تکنولوژیک به‌جای وابستگی

Huawei تلاش کرد وابستگی خود به فناوری‌ها و تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش دهد. این موضوع به‌ویژه در حوزه طراحی تراشه، سیستم‌عامل‌ها و برخی فناوری‌های پایه اهمیت پیدا کرد.

🔹 بازتعریف بازارها و تمرکز بر حوزه‌های قابل کنترل

به‌جای تلاش برای حفظ همه بازارهای قبلی، شرکت تمرکز خود را بر حوزه‌هایی گذاشت که کنترل بیشتری بر آن‌ها داشت؛ از جمله بازار داخلی چین و بخش‌های زیرساختی.

🔹 حفظ سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه

در حالی که بسیاری از شرکت‌ها در بحران هزینه‌های نوآوری را کاهش می‌دهند، Huawei همچنان سرمایه‌گذاری سنگینی در R&D انجام داد تا مزیت‌های فناورانه خود را حفظ کند.

🔹 ایجاد مسیرهای جایگزین در زنجیره تأمین

این شرکت تلاش کرد تأمین‌کنندگان جدید پیدا کند و برخی فناوری‌ها را در داخل توسعه دهد تا فشار تحریم‌ها را کاهش دهد.

نتیجه چه شد؟

Huawei در کوتاه‌مدت ضربه قابل توجهی دریافت کرد، به‌ویژه در بازار گوشی‌های هوشمند که وابستگی زیادی به فناوری‌های خارجی داشت. محدودیت دسترسی به برخی تراشه‌ها و نرم‌افزارها باعث شد سهم بازار جهانی این شرکت در بخش موبایل به‌شدت کاهش پیدا کند.

با این حال، نکته مهم این است که شرکت دچار «فروپاشی» نشد. به‌جای آن، تمرکز خود را به حوزه‌هایی منتقل کرد که کنترل بیشتری بر آن‌ها داشت؛ مانند زیرساخت‌های مخابراتی، خدمات سازمانی، فناوری‌های ابری و بازار داخلی چین. هم‌زمان، سرمایه‌گذاری گسترده در تحقیق و توسعه به Huawei کمک کرد تا در برخی فناوری‌های کلیدی همچنان جایگاه رقابتی خود را حفظ کند.

به مرور زمان، این شرکت توانست بخشی از وابستگی‌های حیاتی خود را کاهش دهد و مدل کسب‌وکارش را با شرایط جدید تطبیق دهد. نتیجه نهایی این نبود که Huawei دقیقاً به وضعیت قبل بازگردد، بلکه این بود که با شکل جدیدی از بقا و رقابت، همچنان در میدان باقی بماند؛ چیزی که بسیاری از شرکت‌ها در شرایط مشابه از دست می‌دهند.

 ۴ قانون کاربردی برای بقا در تلاطم‌های سیاسی با آموختن از Huawei

1- وابستگی را به حداقل برسانید

هرچه یک شرکت بیشتر به یک تأمین‌کننده، یک بازار یا یک فناوری خاص وابسته باشد، با قطع آن وابستگی سریع‌تر دچار بحران می‌شود. تنوع در منابع و فناوری‌ها می‌تواند انعطاف سازمان را افزایش دهد.

2- اگر مسیر بسته شد، مسیر جدید بسازید

اصرار بر حفظ مسیری که عملاً مسدود شده، معمولاً فقط منابع سازمان را هدر می‌دهد. سازمان‌های موفق سریع‌تر گزینه‌های جایگزین تعریف می‌کنند و مسیرهای تازه‌ای برای رشد پیدا می‌کنند.

3- نوآوری را متوقف نکنید

کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه شاید در کوتاه‌مدت فشار مالی را کاهش دهد، اما در بلندمدت شرکت را از رقابت حذف می‌کند. نوآوری یکی از مهم‌ترین ابزارهای بقا در محیط‌های پرتنش است.

4- ریسک را توزیع کنید

وابستگی متمرکز همیشه یک نقطه شکست ایجاد می‌کند. توزیع ریسک در بازارها، فناوری‌ها و تأمین‌کنندگان مختلف، احتمال بقا و ادامه فعالیت سازمان را در شرایط بحرانی افزایش می‌دهد.