چه عواملی رقابت پذیری یک کشور را در سال 2026 تعیین خواهد کرد؟ سرمایه بیشتر؟ نیروی انسانی مستعدتر؟ توان پردازشی بالاتر؟ یا زیرساختهای پیشرفتهتر؟
رقابتپذیری کشورها و سازمانها دیگر صرفاً به اندازه اقتصاد، حجم سرمایه یا توسعه زیرساختها وابسته نیست. تحول فناوری، گسترش هوش مصنوعی، تغییرات ژئوپلیتیکی و افزایش بحرانهای جهانی، معیارهای جدیدی برای موفقیت ایجاد کردهاند. معیارهایی که بر توانایی سازگاری، اعتمادسازی و نوآوری مستمر استوار هستند.
در نخستین اجلاس جهانی رقابتپذیری مؤسسه IMD و گزارش «رتبهبندی جهانی رقابتپذیری ۲۰۲۶» نیز به این موضوع اشاره میشود. این رویداد با حضور سیاستگذاران، مدیران ارشد شرکتهای بینالمللی و اقتصاددانان در ژوئیه برگزار شد. جایی که مقامات ارشد دولتی، رهبران کسبوکار و اندیشمندان حوزه راهبرد در زوریخ سوییس گرد هم آمدند.
رقابتپذیری دیگر یک بازی صفر و یک نیست
یکی از مهمترین پیامهای این اجلاس آن بود که رقابتپذیری بیش از آنکه به شکست رقبا مربوط باشد، به بهبود مستمر مربوط است. اقتصادهای موفق کشورهایی هستند که بتوانند سریعتر از گذشته خود یاد بگیرند، تغییر کنند و عملکردشان را ارتقا دهند. در چنین نگاهی، یادگیری مستمر و توانایی انطباق، خود به یک مزیت رقابتی تبدیل میشود.
دیوید باخ، رئیس IMD در این خصوص گفت:
«ما اینجا نیستیم تا مشخص کنیم تنها یک برنده وجود دارد؛ زیرا رقابتپذیری در اصل یعنی رقابت با خودتان. سؤال اصلی این است که چگونه هر روز بهتر میشویم.»
اعتماد به نهادها؛ سرمایهای مهمتر از سرمایه مالی
نتایج رتبهبندی IMD نشان میدهد کشورهایی که قوانین شفاف، نهادهای باثبات و حکمرانی قابل پیشبینی دارند، بیش از سایر کشورها قادر به جذب سرمایه و حفظ رشد اقتصادی هستند. به همین دلیل، اعتبار نهادی امروز یکی از مهمترین مؤلفههای رقابتپذیری محسوب میشود.
در جهانی که نااطمینانی افزایش یافته است، سرمایهگذاران بیش از هر چیز به دنبال محیطی هستند که بتوانند آینده آن را پیشبینی کنند.
به طور مثال بر اساس رتبهبندی موسسه IMD در گزارش رقابتپذیری جهانی:
- سنگاپور بار دیگر در رتبه نخست قرار گرفت.
- هنگکنگ و سوئیس در جایگاههای دوم و سوم ایستادند.
- بسیاری از اقتصادهای بزرگ اروپایی، بهویژه کشورهایی که به روسیه نزدیکتر هستند، با افت رتبه مواجه شدند.
همین امر به روشنی نمایان میسازد که حکمرانی شفاف و باثبات مهمترین اصل برای رقابتپذیر بودن کشورها است.
در رقابت هوش مصنوعی، برنده کسی نیست که بزرگترین مدل را دارد
یکی از مهمترین برداشتهای این اجلاس این بود که رقابت آینده بر سر تعداد پردازندهها یا اندازه مدلهای هوش مصنوعی نخواهد بود. آنچه اهمیت دارد، میزان استفاده واقعی از هوش مصنوعی در اقتصاد، صنعت، خدمات و دولت است.
کشورها زمانی مزیت رقابتی پیدا میکنند که بتوانند هوش مصنوعی را به بخشی از تصمیمگیریها، فرآیندها و خدمات خود تبدیل کنند، نه اینکه صرفاً زیرساختهای فناوری را توسعه دهند. در این مسیر کشورها باید بر مزیتهای بومی خود تکیه کنند، نه اینکه صرفاً راهبرد ابرقدرتهای هوش مصنوعی را تقلید کنند.
ارزش واقعی هوش مصنوعی را انسانها خلق میکنند
با وجود پیشرفت سریع هوش مصنوعی، شرکتکنندگان اجلاس بر یک نکته تأکید داشتند؛ فناوری بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. این نیروی انسانی است که با قضاوت، خلاقیت و تصمیمگیری صحیح، هوش مصنوعی را به ارزش اقتصادی تبدیل میکند.
از همین رو، سازمانها باید علاوه بر آموزش مهارتهای فنی، توانایی یادگیری مستمر، تفکر انتقادی و حل مسئله را نیز در کارکنان خود تقویت کنند.
چالش اصلی اقتصادها در رقابت پذیری، کمبود منابع یا ضعف در اجرا
یکی از مهمترین مباحث مطرحشده در این اجلاس بحث درباره اروپا بود. در این رویداد و همچنین گزارش جهانی رقابت پذیری 2026 تاکید شد اروپا در معرض خطر بزرگی است. اروپا که در انقلاب دیجیتال به علل مختلف از رقابت جا ماند، حالا در رقابت هوش مصنوعی نیز بسیار عقب است. این موضوع در کاهش رشد اقتصادی، افت بهرهوری و کاهش رهبری فناوری این قاره قابل مشاهده است.
اما مشکل اروپا و بسیاری از اقتصادها از کمبود سرمایه، استعداد یا ظرفیت صنعتی نیست. بلکه مشکل اصلی آنها پراکندگی تصمیمگیری، نبود هماهنگی و کندی اجرای سیاستهاست.
این موضوع یادآور آن است که رقابتپذیری بیش از هر زمان دیگری به کیفیت حکمرانی و توانایی اجرای سریع تصمیمات وابسته شده است. همچنین کیفیت اجرای راهبردها از صرفاً اندازه اقتصاد نقش مهم تری دارد.
در اجلاس تأکید شد که همه کشورها برای رقابت نیازی به تبدیل شدن به ابرقدرت اقتصادی ندارند. بسیاری از اقتصادهای متوسط میتوانند از طریق همکاریهای منطقهای، تمرکز بر مزیتهای بومی و توسعه روابط اقتصادی جدید، جایگاه رقابتی خود را ارتقا دهند.
تابآوری، مزیتی برای رقابت پذیری اقتصادها
شاید مهمترین پیام اجلاس، تغییر نگاه از «کارایی» به «تابآوری» بود.
در سالهای اخیر، همهگیری کرونا، جنگها، اختلال زنجیرههای تأمین و تنشهای ژئوپلیتیکی نشان دادهاند که صرفاً کاهش هزینهها برای موفقیت کافی نیست. اقتصادها و سازمانهای موفق باید بتوانند در برابر شوکها مقاومت کنند، سریعتر بازیابی شوند و در شرایط عدمقطعیت نیز به فعالیت خود ادامه دهند.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در زیرساختهای هوشمند، لجستیک، زنجیره تأمین، برنامهریزی بلندمدت و مدیریت ریسک، دیگر یک هزینه اضافی نیست؛ بلکه بخشی از استراتژی رقابتپذیری محسوب میشود. از نگاه متخصصان حاضر در این نشست، عامل اصلی موفقیت نه ساختارها و فرآیندها، بلکه سرعت واکنش است. در واقع رقابتپذیری در نهایت به طرز فکر و سرعت تصمیمگیری وابسته است.
جمعبندی
پیام مشترک تمامی مباحث اجلاس IMD روشن است؛ رقابتپذیری در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه به «آنچه کشورها دارند» وابسته باشد، به «نحوه استفاده از ظرفیتهایشان» بستگی دارد.
اقتصادهای پیشرو الزاماً بزرگترین یا ثروتمندترین اقتصادها نیستند؛ بلکه کشورهایی هستند که اعتماد ایجاد میکنند، نوآوری را به عمل تبدیل میکنند، سرمایه انسانی خود را توسعه میدهند و در برابر بحرانها تابآور میمانند. در چنین شرایطی، مزیت رقابتی پایدار دیگر از منابع فیزیکی یا سرمایه مالی حاصل نمیشود، بلکه از توانایی یادگیری، سازگاری و اجرای مؤثر راهبردها شکل میگیرد.
